?  داستان عبرت آموز پادشاه و تخته سنگ | اس ام اس برای من داستان عبرت آموز پادشاه و تخته سنگ « داستان کوتاه « اس ام اس برای من داستان عبرت آموز پادشاه و تخته سنگ « داستان کوتاه « اس ام اس برای من [uCan-Post]
اس ام اس برای من






داستان عبرت آموز پادشاه و تخته سنگ

داستان عبرت آموز پادشاه و تخته سنگ

www.sms4i.ir
در زمان ها ی گذشته ، پادشاهی تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و برای این که عکس العمل مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد !

بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند . بسیاری هم غرولند می کردندکه این چه شهری است که نظم ندارد .
حاکم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است و . . .

با وجود این هیچ کس تخته سنگ را از وسط بر نمی داشت !
نزدیک غروب، یک روستایی که پشتش بار میوه و سبزیجات بود ، نزدیک سنگ شد ، بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کناری قرار داد .

www.sms4i.ir
ناگهان کیسه ای را دید که زیر تخته سنگ قرار داده شده بود ، کیسه را باز کرد و داخل آن سکه های طلا و یک یادداشت پیدا کرد .

پادشاه درآن یادداشت نوشته بود :
هر سد و مانعی می تواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد .

Like!
2
اشتراک این مطلب با دوستان


http://sms4i.mihanstore.net/product.php?id=1034



برچسب ها : داستان عبرت آموز پادشاه و تخته سنگ - اس ام اس برای من


ارسال نظر




 

2,431 views