[uCan-Post]
اس ام اس برای من






اس ام اس ارسالی کاربران ۵ بهمن ماه

اس ام اس ارسالی کاربران ۵ بهمن ماه

*

*

*

 نیازے ب انتقام نیست…
فقط منتظر بمان،آنہا ک آزارت میدھند سر انجام ب خود آسیب میزنند…و اگر بخت مدد کند،خداوند اجازہ میدھد تماشاگرشان باشے…
***آناھیتا***
*

*

*

فقط ی ایرانی میتونه آدموصداکنه.بعدک رفتی پیشش.بپرسه من چی کارت داشتم؟؟؟؟؟؟!!!
جالب اینکه ماهم میشینم حدس میزنیم ک یارو چی کارمون داشته،
zoro
*

*

*

بداخلاق نیستم.!فقط تمام خوش اخلاقیامو برای یک نفرکنارگذاشتم،ک اونم معلوم نیست کدوم گوریه!؟
*زهره*
*

*

*

 
دلم میخواست برم هندونه بخرم !انقدربخورم تا جیشم بگیره!!!!
بعد بیام بشاشم تواین رفاقتت.ک ن خبری ازم میگری!ن حالمو میپرسی!
Zoro
*

*

*

بنی آدم اعضای یکدیگرند.
ک درآفرینش.!شهریوری ها سرترند!
Zoro
*

*

*

 
من از همین تریبون اعلام میکنم:از پسرى خوشم میاد ک پسر باشه!!دیگه حر فى ندارم 😐
***آناهیتا***
*

*

*

سیگارى نیستم!!
_
_
_
_
_
همون،فقط خواستم بگم سیگارى نیستم!! 😉
***آ ناهیتا***
*

*

Like!
0

 

ادامه مطلب . . .

برچسب ها : اس ام اس ارسالی کاربران 5 بهمن ماه - اس ام اس برای من

عضویت




اس ام اس و دلنوشته های زیبای عاشقانه

اس ام اس و دلنوشته های زیبای عاشقانه

*

اس ام اس برای من

*
آسمان می بارد گل میمیرد.تو نه گل باش نه آسمان .زمین باش تاآسمان برای تو بگرید و
گل برای تو بمیرد
*

*

*

تو راهش…
گاهی وقتا باید مثه کوه بود محکم
گاهی وقتا مثه آب نرم
گاهی وقتا ….
*

*

*

چون قطره ای از طلای سوزان
عشق تو چکید بر لبانم
آنگاه ز دوردست دریا
امواج بسوی ما خزیدند
بی آنکه مرا بخویش آرند
آرام ترا فرو کشیدند
پنداشتم آن زمان که عطری
باز از گل خوابها تراوید
یا دست خیال من تنت را
از مرمر آبها تراشید
*

*

*

یک لحظه تمام آسمان را
در هاله ای از بلور دیدم
خود را و ترا و زندگی را
در دایره های نور دیدم
گویی که نسیم داغ دوزخ
پیچیده میان گیسوانم
*

*

*

مردان واقعی وفادارن…اوناوقت ندارن دنبال زنای دیگه بگردن چون مشغول پیداکردن راه های جدیدی برای دوست داشتن شریک زندگیشونن…..!!!!!!؟؟؟
*

*

Like!
0

 

ادامه مطلب . . .

برچسب ها :

عضویت


اس ام اس های ارسالی Dina

اس ام اس های ارسالی Dina

*

*

*
استاد …
صدامو داری…
به احترامت هیچوقت حتی من نداشتم به عمت کاری …
انداختیم،بااینکه میدونستی…
ترم آخرمو تواین ترم نیس اون حسیکه توترم اول بودو هست…
شاید از اولشم من بودم که نباید برمیداشتم باتو درس…
روهمه حضوری هام،بستی چطورچشاتو؟
هیس هیچی نگو فقط ببر صدات و!ببین چه دپرسم! ببین چه بی حسم!مجموعه کل واحدام به۴۰هم نمیرسن
Dina
*

*

*
حیف نون میره کلاس غیرت شب زنش پامیشه بره دستشویی بهش میگه:بشین خودم میرم…
Dina
*

*

*
مادرشوهرامیگن:
عروسا لیموشیرینن اول شیرینن بعد یه مدت تلخ میشن.
اما یکی باید به این مادرشوهرابگه:
لیمو شیرین همیشه شیرینه تا چاقو به جی گرش نزنن تلخ نمیشه…
Dina
*

*

*
دلتنگت که میشم
(*_*)چشمامو
(-_-)میبندمو
(?_؟)فکرمیکنم
(*_*)(*_*)پیش مى.
Dina ، …
*

*

Like!
0

 

ادامه مطلب . . .

برچسب ها : اس ام اس های ارسالی Dina - اس ام اس برای من

عضویت


اس ام اس های عاشقانه ارسالی Zoro

اس ام اس های عاشقانه ارسالی Zoro

*

اس ام اس برای من

*
 دنیا .دنیای ریاضیات است.وقتی عشق راتقسیم کردند.توخارج ازقسمت من شدی!
Zoro
*

*

*
پست ترین آدمها آنهایی هستند.ک آنقدر میمانند.تاعاشقشان شوی.وبعد می روند!
Zoro
*

*

*
وقتی حالت خوب نیست.وداری قدم میزنی.رسیدن انصاف نیست.
Zoro
*

*

*
اینکه هنوزهیچ پودری درست نشده ک *لکه ننگ*روپاک کنه.واسه بعضیا زنگ خطره!
Zoro
*

*

*
خاطرات.هم برای من دشمن شده اند.
Zoro
*

Like!
0

 

ادامه مطلب . . .

برچسب ها : اس ام اس های عاشقانه ارسالی Zoro - اس ام اس برای من

عضویت


داستان زیبای پیرمرد و پیرزن دهاتی

داستان زیبای پیرمرد و پیرزن دهاتی

اس ام اس برای من

منشی رئیس با خود فکر کرد شاید برای گرفتن تخفیف شهریه آمده اند یا شاید

هم پسرشان مشروط شده است و می خواهند به رئیس دانشگاه التماس کنند.

پیرمرد مؤدبانه گفت: «ببخشید آقای رییس هست؟ » منشی با بی حوصلگی گفت:«
ایشان تمام روز گرفتارند.» پیر مرد جواب داد : « ما منتظر می مونیم. »
منشی اصلاً توجهی به آنها نکرد و به این امید بود که بالاخره خسته می
شوند و پی کارشان می روند. اما این طور نشد. بعد از چند ساعت ، منشی خسته
شد و سرانجام تصمیم گرفت مزاحم رییس شود ، هرچند ازاین کار اکراه داشت.

Like!
3

 

ادامه مطلب . . .

برچسب ها :

عضویت




داستان زیبای فروش منزل

داستان زیبای فروش منزل

 

مردی از همسایگان امام صادق سلام الله علیه می خواست خانه مسکونی اش را بفروشد. به مشتری گفت به ده هزار دینار می فروشم.
گفتند: خانه تو اینقدر نمی ارزد.
گفت: می دانم خانه من بیش از چهار هزار دینار نمی ارزد؛ اما همسایگی امام صادق سلام الله علیه ارزش دارد و با تمام دنیا هم برابری نمی کند ولی من خواستم تخفیف بدهم، گفتم شش هزار دینار ارزش همسایگی امام صادق سلام الله علیه است و چهار هزار دینار هم ارزش خانه خودم.
این خبر به سمع مبارک امام صادق سلام الله علیه رسید. او را احضار کرد و فرمود: چرا خانه ات را می فروشی؟
گفت: آقا زیر بار قرض سنگین رفته ام، وگرنه به هیچ قیمتی حاضر نبودم دست از حوار شما بردارم.
امام دستور دادند ده هزار دینار آوردند و خانه را خودشان خریدند. بعد که پول را تحویل دادند، فرمودند: این پول را برای قرضت و هزینه های دیگرت صرف کن. خانه را هم به تو بخشیدم. زیرا کسی که برای همسایگی ما، بیش از خانه اش ارزش قائل شود؛ بر ما لازم است او را در همسایگی خود نگه داریم. امیدوارم در بهشت هم با هم همسایه شویم.

Like!
2

 

ادامه مطلب . . .

برچسب ها : داستان زیبای فروش منزل - اس ام اس برای من

عضویت